تبليغاتX
تتا

تتا

"تلاش- توکل- امید"

آمده ام....................

 

سلاممممممممم

خوبین دوستای گلم آرزو میکنم هر جای این سرزمین پاک هستین با دلی شاد روزگار بگذرونین

امروزدو تا خبر دارمعجله نکنین هول نشین میگم بهتون الان که فکرشو میکنم نمیدونم بگم بهتون یا نه بزارین یه خورده فکر کنم ..................حالاست که یه نامرد بگه خوب نگو نخواستیم منم مثل همیشه بگم نه تصمیمو گرفتم میگم و بشنوم که خیلی لوسممممممممممممم

آخه از بچگی به شنیدن  این کلمه عادت دارم اینکه لوسم .....نه خداییش حرف به اینجا کشید بزارین عقده امو خالی کنم من واقعا لوسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عمرا اگه لوس باشمبگذریممممممممم

فکر میکنم الان دیگه جون به لب شدین و منم به هدفم رسیدم واقعا میخواهین بدونین خبرا چیه نه جان من میخواین بدونین

باشه بابا میگم ..........................................

خبر اول :

فردا به اتفاق خانواده محترم دارم میرم به یه تیکه از بهشت که تو شمالی ترین قسمت کشورمون هست اره درسته فردا دارم میرم پابوس ضامن آهو .......این دفعه رفتنم با دفعات قبل برام فرق داره دلم داره پر میکشه ......دارم ثانیه شماری میکنم ........نمیدونین چقدر دلم هوای مشهد الرضا رو کرده اینکه وارد شهر که میشی از دور گنبد طلایی رو میبینی و دلت مثل اینکه از جا کنده میشه ..........مثل اینکه داری به یه چیز بزرگ میرسی مثل لحظه رسیدن عاشق به معشوقش ............

اینکه از دور دست به سینه میشی در مقابل روح پاک و عظیم انسانی بزرگ سر به نشان احترام فرود میاری ..... اینکه تا چشمت میافته به اون گل دسته ها غم دنیا هم تو دلت باشه تو چشم به هم زدنی دیگه نیست....... اینکه این آقای بزرگ تو رو قابل دونسته تا پا جایی بگذاری که روزگاری این روح بلند اونجا زندگی کرده  یا به عبارتی دعوتت کرده ....... اینکه خدا این نعمت رو به ما داد که تو کشوری زندگی کنیم که سلطانش علی ابن موسی الرضاست چیز کمی نیست....... برا من که یک دنیاست........

اونقدر خسته ام ....اونقدر درمونده شدم این روزها که فکر میکنم پناهی بهتر از اونجایی که دارم میرم نباشه برام  ....

اونقدر کلافه ام که دنبال یه محل امن میگردم ...جایی به پاکی بهشت ...نمیدونم چه صلاحی در کاره ولی اینو مطمنم که حکمتی بوده که من ازش بیخبرم با تمام وجود در مقابل خدای بزرگم سر تسلیم فرود میارم با تمام وجودم به خاطر ثانیه ثانیه زندگیم ازش شاکرم و آرزومه بتونم بندگی کنم درمقابل خدایی که همیشه خدایی کرده.......

خدایا من در پی آرامشیم که از دستش دادم دارم پناه میبرم به امامی پاک ...دارم دل پر دردمو پیش کسی میبرم که برای یک آهو هم ضمانت میکنه ..الهی ....دل دردمندم رو التیامی ببخش که دیگه به جون خودت تابی برام نمونده ............

نمیدونم چیه که حتی درد در دل داشتن هم زیباست ...فکر میکنم خل شدمبگذریممممممم

واما خبر دوممممممممممممم:

نمیخواین یه حدس کوچولو هم بزنین خوب بابا یه خورده فسفر بسوزونین ......نه مثل اینکه فکرتون منحرف شد نه بابا از این خبرا نیست مطمن باشین

درست یک سال پیش تتا در یک دنیای به ظاهر مجازی متولد شد ..... و  اینبار من در زیر جلد صفحه ای بنام تتا دست به قلم شدم ........اما خدام شاهده هیچ وقت به اینجا و آدماش به چشم مجازی یا غیر حقیقی نگاه نکردم و سعی کردم باهاشون طوری باشم که در بیرون از این دنیا رفتار میکنم که اگه غیر ازاین بود کار نابجایی بود ...این آدما که اینجا حرفاشون ثبت میشه واقعی هستن همونایی هستن که تو دنیای واقعی میبینیمشون ....پس حق رفتاری غیر واقعی رو در مقابلشون نداریم ....

وقتی تصمیم به بنا نهادن این خونه کردم فکرش رو هم نمیکردم بتونه انقدر تو دلم برا خودش جا باز کنه ...درسته از سن پایین به نوشتن علاقه داشتم و دوست داشتم هر روز حتی چند خطی هم شده بنویسم ....ولی فکر نمیکردم اینجا بتونه برام جای دفتری که سالها مونسم بوده رو بگیره ....اعتراف میکنم از وقتی تتا وارد زندگیم شد تا حدودی تونست جای دفتر م رو برام پر کنه .......

حالا که یک سال گذشته از تصمیمم برا ساختن اینجا خوشحالم ......

تو این یک سال تونستم دوستای خوبی پیدا کنم که همیشه تو شادی ها و غم ها همراهم بودن ...و خیلی وقتا با حرفای تاثیر گذارشون در دلم نوری رو روشن کردن که تونستم تا الان دووم بیارم ...

از دوستای بیرون نت ...دوستای دانشگاه....دوستای نت ....و خانواده ام که تو این مدت به من ابراز لطف کردن صمیمانه تشکر میکنم .........

امیدوارم از این به بعد نوشته هام بهتر بشه و کنار دوستایی مثل شما بتونم تتا رو برای خودم معنا کنم و به هدفی که تتا داره برسم که چیزی جز رسیدن به کمال نیست تو این راه اول از خدای مهربونم که همیشه مهربونیهاش شامل حالم بوده مدد میخوام و همچنین از بنده های خوب خدا تو این راه کمک خواسته و میخوام.... 

 نمیدونم باید تولد تتا رو به کی تبریک بگم به خودم به جامعه وبلاگ نویسانبه خانواده به کی دقیقا نمیدونم ولی اینو میگم که

تتا جان تولدت مبارک برام دوست خوبی شدی ازت ممنونم که خیلی وقتا که از همه جا و همه کس میبریدم مثل یه خونه امن... مثل پناهگاهی که میتونستم بهش پناه ببرم ..مثل یه دوست صمیمی... یک سنگ صبور یک گوش شنوا.. برام بودی

از همينجا از همه ي دوستاي عزيزم كه شايد با گفتن و نوشتن كلماتي تو اين صفحه رنجوندمشون عذر خواهي ميكنم و حلاليت طلب ميكنم.

 


آمـــــدم ای شاه ، پنــاهــــــم بده

خـــط امانـی ز گناهـــــــــم بده

ای حَــــرمَت ملجـــــأ در مانــدگان

دور مران از در و ، راهـــــم بده

ای گل بــی خار گلــستان عشق

قرب مکانی چو گیاهـــــــم بده

لایق وصــــل تــــو که من نیستم

اِذن به یک لحظه نـــگاهــم بده

ای که حَریمت به مَثَل کهرباست

شوق وسبک خیزی کاهم بده

تا که ز عشق تو گدازم چو شمع 

گرمی جــان ســوز به آهـم بده

لشگرشیطان به کمین من است 

بی کسم ای، شـاه پناهم بده

از صف مژگان نگهی کن به مـــن

با نــظری ، یـــار و سپـاهم بده

در شب اول که به قبــــــرم نهند

نـــور بــــدان شــام سیاهم بده

ای که عطا بـخش همه عــالمی

جـــمله ی حـاجات مرا هم بده


خيلي وقتا با شنيدن اين اثر چشمام باروني شده احساسي كه پشت اين كلمات هستش دلم رو خيلي وقتا مثل كفتراي حرم آقا به پرواز تو حرمش برده لينك اش رو براتون ميزارم

در پناه حق و التماس دعا


http://uplod.ir/krdw27so5wh0/EmamReza.mp360350.mp3.htm



+ نوشته شده در  ساعت   توسط s_azimi  | 

نشد..............

سلام خوبین

تصمیم گرفتم این مدت که یه خورده از فشار درسیم کم شده بیشتر بنویسم و کمتر ثبت موقت کنم

 حال و احوال که خوبه ایشالا؟ خوب خداروشکر منم خوبم شکرررررررررررر ....شکر به بلندای تمام عمرم

میگم امروز داشتم از پنجره آسمونو نگاه میکردم چن تا پرنده داشتن تو آسمون و تو فاصله ی خیلی دور از من داشتن پرواز میکردن ...این پروازشون چنان با هم هماهنگ بود خیلی وقتا احساس میکردم که حالاست که بخورن به هم ....ولی قربون خدا برم با خلق این نظم به این عظمت .......فقط از دست سازنده ای مثل خدا برمیاد چیدن این پازل با این دقت ...... میدونین چیه بهشون دروغ چرا حسودیم شد به این اوج گرفتنشون به این رها شدنشون در پهنه ی آسمون ....به اینکه داشتن دور هم میگشتن ...به این حس زیبایی که داشتن و به بیننده هم که من باشم حس خوبی القا میکردن ..... اعتراف میکنم که حس خوبی بهم دست داد .....

راستی امروز تو کوچه صحنه ای دیدم که خیلی حالم بد شد نمیدونم داریم کجا میریم ....واقعا تاسف برانگیزه دختر پسرای ۱۵... ۱۶ که فقط باید فکر آینده و درس یا هر چیزی که آینده اش رو بسازه باشه .....هیچی نگم بهتره ولی واقعا متاسفم که باید آینده این مملکت رو دست آدمایی بسپاریم که دارن با این نوع تربیت رشد میکنن خدا به داد برسه........

راستی یه چیزی تراکتور هم نایب قهرمان شد خوشحالم ولی از اینکه آدمای پایینی مثل ترکی باعث شد مقام قهرمانی ازمون گرفته بشه متاسفم ....صرف اینکه این تیم برا یه شهر ترک زبونه و اینکه بعضی ها هنوز عقل و فهمشون اونقدر رشد نکرده که درک کنن همه ی ما ایرانی هستیم و متعلق به یک آب و خاک یعضی وقتا فجایعی رو به بار میاره که دیگه قابل برگشت نیست ....این مقام برا ما اونقدری ارزش داشت که قدردان زحمات آدمایی باشیم که انصافا از دل و جون مایه گذاشتن .......

اگه اسم خودمونو آدم گذاشتیم و مسلمان اگه خودمونو پیرو دینی به نام اسلام میدونیم و هر روز سر نماز و اذان و خیلی وقتای دیگه اسم پیامبری رو به زبون میاریم که این دین رو برامون آورد باید بدونیم که یکی از اصلهای دینش برابری بود اینکه من زبون مادریم ترکه یا یکی کرده یا دیگری فارس دلیل بر برتریم نیست ...یه خورده چشمامونو باز کنین میتونیم ببینم این ظلمها هیچ وقت نتونسته جایی برسه اگه داشت فرعونها به جاهای خیلی بالایی رسیده بودن...

آدم تعصبی نیستم که بخوام از چیزی دفاع کنم و برعکس بعضی ها این چیزارو عامل برتری نمیدونم ولی چون ظلمی به این آشکارا رو دیدم نتونستم ساکت باشم و چیزی نگم .....


واما.........

این روزا گلای گوشه ی آشپزخونه مامان بد جور خوشگل شدن وقتی بهشون آب میدم و نگاشون میکنم جون تازه ای میگیرم خدا سلامت کنه استاد حلت رو که همیشه میگه حداقل ۱۰ دقیقه به هم نفس شدن با گل و گیاه بگذرونین واقعا تاثیر خوبی داره .....

یه چیزی در مورد خودم کشف کردم منم green finger هستم و فکر میکنم این خصلتم رو از بابا به ارث بردم آخه بابا از وقتی یادمه با گل و گیاه رابطه خوبی داشت دست به یه گل و بوته که میزد اون گل زیباییش صد چندان میشد ...این روزا چن تا بوته ی گل کاشتم که خیلی خوب و زیبا شدن خیلی کیف داره این کار حتما این کارو ادامه میدم بهم حس خوبی میده

دیگه چی بگم دیگه هیچی

در پناه حق


به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر
هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!

 

نشد.................

+ نوشته شده در  ساعت   توسط s_azimi  | 

تموم شد................

سلام خوبین

امروز هم تموم شد روزی که برام روز مهمی بود ...آخه چند ماه بود که برا امروز تلاش میکردم ....و خیلی نگرانش بودم ....اما .......

زیاد روز جالبی نبود ...خیلی سخته تمام تلاشتو بکنی و امید زیادی به نتیجه ی کاری که میکنی داشته باشی و نتونی با کیفیتی که میخوای  اون کارو انجامو بدی ...عصر اونقدر حالم خراب بود که بابا وقتی پرسید چطور بود بغض گلومو گرفتو نتونستم جوابشو بدم یه طورایی از جواب دادن طفره رفتم و رفتم اتاق دیگه ......ولی بابا که ول کن معامله نبود ........به جان خودم اگه سرم داد نکشیده بود میزدم زیر گریه اصلا حواسم نبود جلو تلویزیون کز کردم و گونه هام خیس شده ......صدای بابا منو به خودم آورد آخه از وقتی که یادم میاد از اینکه اعتراف به ضعف یا شکست بکنم متنفر بودم .....شاید خیلی وقتا شکستم ولی نزاشتم صدای شکستمو هیچ کسی بشنوه.......این حرفای بابا بود: چیه .....پس توکلت کجا رفته .....تو چه ات شده........هنوز که چیزی نشده ماتم گرفتی.......

اره واقعا توکلم کجا رفته من که به همه میگم توکل داشته باش چرا اینقدر امید به زندگیم امده پایین چرا دارم داغون میشم مگه اون خدا کسی نیست که منو آفریده و فکر همه جاشو هم کرده .....مگه من تنهام که انقدر از هم پاشیدم ........سخته ولی غیر قابل تحمل که نیست ......به مامان میگم دعام کن کارم گیره میگه به دعا نیست اگه خدا صلاح بدونه جور میشه نگران نباش....بعد میگه باشه دعات میکنم خدا بزرگه نترس.....

نمیترسم ......خسته ام به خدا خسته اممممممممممممممممممم

دلم میخواد گریه کنم ولی نمیشه باید وایسم و بگم خدایا شکررررررررررررر نباید گریه کنم آدمای اطراف من که مجبور نیستن مشکلات منو حل کنن این مشکل منه باید خودم حلش کنم مثل همیشه ......

خدایا تو که میدونی تو دلم داره چی میگذره ...خدایا تو فقط عالم به سری الهی من توانشو ندارم ها.......خدایا کمکم کن منو شرمنده نکن .....خدایا آبرومو به خودت سپردم بی آبروم نکن.....

خدایا من صفرم در مقابل خدایی به عظمت تو دست این بنده ی ناتوان رو بگیر


فردا روز مادره خیلی ها تو این سالی که گذشت این نعمت رو از دست دادن و الان اونا بیشتر این روز رو درک میکنن و حسرت گذشته رو میخورن .......به خدا چیزی ازمون کم نمیشه به هیچ کجای دنیا بر نمیخوره از مقام دکتر و مهندس بودنمون کم نمیشه اگه دست مادرامونو ببوسیم لازم نیست براشون چیزای گرون بخریم بیاین براشون فرزند خوبی باشیم و حداقل سالی یک بار قدردان زحمات بی دریغ اشون که عمری نثارمون میکنن باشیم ......

مادرم نمیدونم چطور به خاطر همه خوبی هات تشکر کنم نمیدونم چی سزای توست که به پات بریزم که فقط بهشت خدا سزاوار فرشته ای مثل توست ممنونم از تو به خاطر اینکه امسال که یکی از بدترین سالهای عمرم بود اخلاق گند منو تحمل کردی به خدا ازت خجالت میکشم حتی بگم که به خاطر رفتارم منو ببخشی میدونم تو مادری و میبخشی ..... ممنونم به خاطر تمام مهربونیهات......مادرم دعایم کن که برات فرزند خوبی باشم مادرم دعایم کن که سخت محتاج دعای مادر درحق فرزندم

 

 

 میلاد با سعادت حضرت فاطمه زهرا رو خدمت شما دوستای خوبم تبریک میگم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط s_azimi  | 

دنیای آدمها قشنگ نیست.............

سلام

دلم تنگ شده بود برا نوشتن.........

میگم ......شنیدین میگن آدما خیلی پیچیده هستن و خیلی طول میکشه تا کسی رو شناخت .... حتی امشب تو یه برنامه تلویزیونی این نظر رو با شدت و پافشاری تمام گفتن و به درستیش شدیدا ایمان داشتن........اما من معتقدم خیلی وقتا آدما رو تو همون لحظات اولیه میشناسیم ولی چون میخواهیم از اون ادم کسی رو که دوست داریم رو بسازیم نه کسی که هست دچار مشکل میشیم و بعد ها فکر میکنیم ای بابا این کیه دیگه این ادم چقدر پیچیده است این آدم رو حتی سر سوزنی نمیشناسیم........ولی این خودمون هستیم که آدما رو پیچیده اشون میکنیم .......

خدایا دارم خفهههههههههه میشم ........کمکم کن این چن روز هم با سلامتی و خوبی تموم شه خیلی خسته اممممممممممممممم


معتقدن قشنگترین دیالوگ دنیا اونجاست که پدر ژوپیتو به پینو کیو میگه : پینوکیو چوبی بمان .....آدمها سنگی اند دنیایشان قشنگ نیست...........

در پناه حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط s_azimi  | 

سلام الله.........

سلامُ الله یا زهرا سلامی بر حجاب تو
چه دارد لحظه محشر دل ما در جواب تو؟
میان کوچه های ما پر از فریاد تو اما
کسی از جان و دل آیا شنیده این خطاب تو؟
.
سلام الله یا زهرا سلام ای حضرت مادر
تویی که مادری کردی چنین تا لحظه آخر
بلاها بر سر مادر رسید و پشت او خم شد
که مادر را شکست از غم؟که دارد این چنین باور؟
.
سلام الله یا زهرا سلامی بر نماز تو
به زهرایی سیمایت به پنهانی راز تو
دعا کن حضرت مادر که باشم محرم دردت
به جز خود بر همه کردی دعا وقت نیاز تو
.
سلام الله یا زهرا سلامی از دل و از جان
سلامی از کنار غم زکنج خانه ویران
تو رفتی مادرم اما هنوز این ماجرا مانده
به یاد کوچه خسته به یاد خانه احزان
.
سلام الله یا زهرا شهید خانه مولا
تو بودی شمع این خانه تویی پروانه مولا
اگر می داد اشکش را به دامان تو روزی او
کنون در چاه می ریزد دل ویرانه مولا
.
سلام الله یا زهرا که داری درد بی پایان
رگ تاریخ می جوشد ز خون و غیرت و ایمان
پس از رفتن چه ها دیدی خدا صبرت دهد مادر
حسن آمد جگر خون و حسینت با لب عطشان
.
سلام الله یا زهرا کنون بر من نگاهی کن
برایم مادری کن محرم عشقم به آهی کن
از این بیراهه ها سرگیجه می گیرم دراین کوچه
مرا اکنون به راه مستقیم عشق راهی کن




سلام دوستاي خوبم

آرزو ميكنم در سايه حق با تني سالم و دلي سرشار از اميد و خوشي روزگار سپري كنين

شهادت جانگداز دختر رسالت همسر ولايت مادر امامت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها  رو حضور همه ي شما عزيزان تسليت ميگم خدا كنه تو اين چن روز زندگي كاري نكنيم كه روز محشر روسياه بي بي فاطمه باشيم از همه اتون التماس دعاي مخصوص دارم اگه دلاتون آسموني شد دعا برا  تعجيل در ظهور اقا امام زمان و شفاي مريضا و عاقبت بخيري همه امون يادتون نره

در پناه حق.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط s_azimi  |